تماشايی ترين تصوير دنيا می شوی گاهی
دلم می پاشد ازهم بس که زيبا میشوی گاهی
حضور گاهگاهت بازی خورشيد با ابر است
که پنهان می شوی گاهی و پيدا می شوی گاهی

به ما تا می رسی کج می کنی يکباره راهت را
ز ناچاريست گر هم صحبت ما می شوی گاهی
دلت پاک است اما با تمام سادگيهايت
به قصد عاشق آزاری معما می شوی گاهی
تو را از سرخی سيب غزلهايم گريزی نيست
تو هم مانند حوا زود اغوا می شوی گاهی

شبي در شب ترين شبها، تو ما هم مي شوي آيا
تو تسليم تماشا ي نگاهم مي شوي آيا 
شبيه يك پرنده، خيس از باران كه مي آيم
تو با د ستان پر مهرت، پناهم مي شوي آيا 
پس از طي كردن فرسنگها راهي كه مي داني
كنار خستگيها، تكيه گاهم مي شوي آيا 
شناكردن ميان خاك را بد من بلد هستم
تو اقيانوس موج آماج را هم مي شوي آيا

نگاه ناشيانه من به هستي داشتم عمري
تو تصحيح تمام اشتباهاتم مي شوي آيا
ا گر بي روز و بي تقويم ماندن من
به و صل فصلهايت ، سال و ماهم مي شوي آيا
براي دوستم داري گواهت بوده ام عمري
براي دو ستت دارم گواهم مي شوي آيا 
شب افسانه اي با تو طلوع تازه اي دارد
تو د ر صبح اساطيري پگا هم مي شوي آيا 
خداخيلي بزرگ است و به من اصلا نمي آيد
توشيطان هستي و كوچك،الهم مي شوي آيا 
صبور و ساد ه اي اما ،عميق و ژرف،عشق من
براي حرف نجوا، نعره چاهم مي شوي آيا 

پس از صد سال ا گر بد ترجمه كردي نگاهم را
به پاس اشكهايم عذر خواهم مي شوي آيا
مقام باخت دارم من چون كه حال برد داري تو
بدون بازي شطرنج، شا هم مي شوي آيا
تو شيرينتر از آن هستي كه شادابيت كم گردد
و از خود تلخ مي پرسم تباهم مي شوي آيا










مــي انــديــشــــم....
تويي كه تمام لحظات زندگي مرا محاصره كردي.....
تويي كه نمي دانم كي خواهي آمد....
اصلاً بگو ببينم مي آيي؟
مي آيي.....
تا با تمام دلتنگي هاي سرزمين آرزوهايم وداع كنم؟
مي آيي.... تا شقايق هاي قلبم دوباره جان بگيرد؟
مي آيي.... تا از درياي نگاهت
قطره اي هم بر كوير چشمانم بريزم؟
مي آيي.... تا ستاره هاي آسمان زندگانيم
از ناله هاي شبانه ام آرام بگيرند؟
كاش مي دانستم از اوج كدامين قله ،
از دل كدامين شب ، از عمق كدامين
جنگل خواهي آمد....
تا برايت قلبم ، اين بزرگ ترين سرمايه ام را
پيش كش آورم و به تو بگويم
دوســتــــت دارم

دختر ناز و قشنگم همدم فردای مادر
سر بزار رو سینه من حرف بزن برای مادر
این تویی شعر تولد تویی اوازی دوباره
تویی از فصل بهاران واسه اغازی دوباره
دختر ناز منی تو شعر و اواز منی تو
با طلوع این تولد تازه اغاز منی تو