ای عاشق در انتظار چه نشسته ای
در انتظار بادهای پاییزی
یا بارانهای بهاری
برگهای زرد
و یا شکوفه های ارغوانی
در انتظار کدامی؟
انتظار بیهوده است!
پنجره را باز کن
جدار را بشکن
غبار را بشوی
و خاطره ها را به خاطره ها بسپار
تا پایان پایانها مانده است
این است زندگی این است روزگار !